نسل ما نسل آرياست . دين از سياست جداست
16 آذر روزه آزادی ایران

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک میگویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمانهای صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت میکنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو میکنند و از یکدیگر تحفههایی را میطلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحرانزده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفهای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمیآید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگتر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیتهایی سترگتر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود میآورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه میتواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوریها را کنار بگذاریم.
روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریکترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر میرسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم میکرد روح مردم و خواستههای تاریخیشان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیمتر در جان مردم شهادت دادند. این گواهی در سالها و نسلهای پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایشهای در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن مینگرند نمایان نمیکند. دگرگونیهای بزرگ معمولا متهمند که یکباره روی میدهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ میکنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر میدهند به راستی ارزشمندند.
جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی گزارشهایی از شکلگیری جریانهای عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد میکردند میتوانست و میتواند برای عبور کمهزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهرهها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذیقیمت را میشکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکتهای دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیتها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمهای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزیها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم میآورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آمادهباش به سر میبریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغها و چشمهسارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنجها و از جایگاه دلپسند.
چه تلخ است اگر پس از این همه عبرتهای دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شدهاند و فقط دانشجویان ماندهاند؛ در دانشگاهها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاههای مادر هیاهو میکنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام میشود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیتهایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را میدانستند، از پیشآگهیهایی که درباره تحولات دور و نزدیک میدهد درس میگرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ میکردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستورهای کوچک از مردم، که یکی از وسیعترین و فعالترین قشرها را تشکیل میدهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.
البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازهای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشهدارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب میکند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی میدید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در تواناییهایش موثر است. در آن زمان گرایشهای بسیاری میان دانشجویان به چشم میخورد. اگر انجمنهای اسلامی از همه قویتر بودند به خاطر آن بود که از واقعیتهای اجتماعی بیشتر نمایندگی میکردند.
بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیتهای اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازهای که بتوانند خواستها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی میتواند به رغم گرایشهای مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق میشود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ کند فیالواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمیپاید.
جامعه ما اینک شگرفترین تحولات را تجربه میکند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاهخودها و چوبدستیهایشان را کنار میگذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است میروند.
در میان زیباییهای بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی میکرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقههای گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوتها و تنوعهایشان را کنار نمیگذاشتند، بلکه به رسمیت میشناختند. کسی لازم نمیدید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانهشدنها حظی وجود داشت که فطرتهایمان میپسندید. آن زنجیرههای سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جانهایمان نمیخواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانهای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.
بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر میکرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمیتواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن میبیند. همینگونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهرهمند شدن این است که همه با هم بهرهمند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا مینشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو میکند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی میبیند که میتواند به زیباییهای دین رو کند، اگر نتوانسته است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا میتواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمیکند ترک کند و بیآنکه بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بیاساس بخواند.
ملت ما اینک دارد نشانههای بزرگی خود را به نمایش میگذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانههای آن. نشانههایش را باز میگوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه میرسد و حیات ما را دیگرگون میکند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد میکند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانههایش را پیشرویمان قرار داده است.
نشانههای بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار میرود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمانگرایی ارتباط خود را با واقعیتها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنههای تلخی که در این چند ماهه دیدهاند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود میدانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمیشود. تنها و تنها حکمت و واقعبینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنشهای عصبی و لجامگسیخته بیانجامد.
به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از دختر جوانش) نشان میدهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینههای بیدلیل نیست، اما هولانگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت را در شجاعتی که مردم ما به نمایش میگذارند مشاهده نمیکنید؟
به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راهحلهای گرهگشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنههایی که مردم میگشودند بسته میشد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راهحلهای جدید خلق میکردند.
به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواستههایشان را چنان با حوصلهای زندگی میکنند که گویی میتوانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصلهای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصلهای که از رشد حکایت میکند.
و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزشهای وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما اینگونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمههای تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار میگرفتند متعجب میشدیم؟ انگاری احتمال هم نمیدادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بیباور به آن که ممکن است کمترین نکته قابلستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه میگشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد اینگونه واکنش نشان میدهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجیدها نه جانش را ذوقزده میکند و نه مسیرش را تغییر میدهد. در چند ماه گذشته ملتها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسینها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانههای عظمت را تجربه میکند.
در سند چشمانداز بیست ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشدهایم لباسهای بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرحهای عمرانی نیمهکاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکستخوردهمان را با امدادهای رسانهای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجالها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا میپرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.
دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمینشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمیکند. وقتی که یک ملت بزرگ میشود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.
از ما میخواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته میشود. آن چیزی که مردم را عصبانی میکند و به واکنش وا میدارد آن است که به صریحترین لهجه بزرگی آنان انکار میشود.
مگر نمیخواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر میپسندند که حق بزرگی آنان را کاملتر ادا کند. این مسئلهای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز میگشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنههای مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.
برادران ما! اگر از هزینههای سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید؛ در خیابان با سایهها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایشهای بیفایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر میکنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟
اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی میگوییم و شنیده نمیشود. اگر میشنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک میشد؛ آن پیروزی را میگویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسانها را همچون جوانههای یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ میکند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز میکند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که میکند خجالت بکشد.
اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاهها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه میدهند. از دیدگاهی که این همراه شما مینگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذیجود کسی است که به حیله حیلهزننده نگاه نمیکند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.
میر حسین موسوی
در مطلب پايين گفته شده
16 آذر را همه با هم سبز مي كنيم
آزادي ايرانم آرزوست
داخل کشور برای سایت ارسال شده است:
مسیرهای راهپیمایی روز 16 آذر در تهران
ساعت 5 بعدازظهر:1)میدان آزادی-میدان
انقلاب-دانشگاه تهران 2)خیابان
ستارخان-خیابان نصرت-دانشگاه تهران3)میدان
هفت تیر-خیابان کریم خان-میدان
ولیعصر-بلوار کشاورز-خیابان
کارگر-دانشگاه تهران4)مجتمع کوی دانشگاه
تهران-خیابان کارگر شمالی-دانشگاه
تهران5)دانشگاه امیرکبیر-چهارراه
ولیعصر-دانشگاه تهران6)میدان
فردوسی-خیابان انقلاب-دانشگاه تهران.
وقت بسيار كوتاهست و اين وظيفه سنگين
اطلاع رسانی به دوش همه اعضای جنبش سبز
میباشد.
اطلاع رسانی کنید.


16آذر روزه آزادي ايران ماست پس بشتاب هموطن
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در طومار دانشجویان دانشگاه تهران با اشاره به تاریخ استبدادستیزی و ایستادگی دانشجویان آمده است که آقای موسوی شما بارها از خطر شکل گیری یک دیکتاتوری خطرناک هشدار داده اید و شما آقای کروبی همیشه گفته اید کنار نخواهید کشید و تا پایان راه خواهید ایستاد، حال در تاریخی ترین روز استبدادستیزی تاریخ ایران و بزرگداشت مظلوم ترین و ایستاده ترین مبارزان راه آزادی و استقلال و دموکراسی با توجه به موقعیت حساس کنونی از شما مصرانه می خواهیم که در 16 آذر گسترده ترین جمع حامیان خود را تنها نگذارید و با اعلام حضور خود یاور جنبش دانشجویی و رهبرانی شایسته برای جنبش سبز مردم ایران باشید.

در بخش دیگری از طومار دعوت از کروبی و موسوی آمده است که کودتای ننگین انتخاباتی خرداد 88 و حوادث پس از آن بر همگان ثابت کرد که اگر لحظه غفلت کنند و اگر در مقابل انحرافات کنونی تردید کنند و نایستند، آینده بسیار تلخ در انتظار ایران است. آینده ای که همه خیانات و جنایات پس از انتخابات در مقابل آن اندکی بیش نخواهد بود. تقلب و حمله به منزل آزادی خواهان و یورش شبانه به کوی دانشجویان و بازداشت های غیرقانونی و توقیف روزنامه ها و حمله باتوم به دستان به جمع مردم و ماه ها بازداشت در سلول های انفرادی و تجاوز به زندانیان و قتل و جنایات بی شمار دیگر نشان داد که کودتاچیان برای حفظ قدرت از هیچ رذالت و رفتار غیرانسانی ابا ندارند و کشتار را نیز روا می دارند و فرش قرمز رسیدن به کاخ قدرتشان را از خون ایرانیان رنگ خواهند کرد.
دانشجویان جمع آوری کننده امضاها گفته اند که بیش از 90 درصد دانشجویان خواهان حضور کروبی و موسوی در دانشگاه تهران هستند ولی محدودیت های موجود مانع از جمع آوری امضا از همه دانشجویان شده است.

تا به كي دروغ تا به كي ...
در میان این سایت ها ، سایت رادیو جوان ، رادیو پیام ، رادیو ورزش ، رادیو تهران و رادیو قرآن و بخش ادبی سایت سازمان صدا و سیما و همچنین سایت برخی از برنامه های این سازمان از جمله جمعه ایرانی قرار دارند.
کلمه: ده ها سایت وابسته به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در توسط معترضین هک شدند .
به گزارش آینده نیوز، در میان این سایت ها ، سایت رادیو جوان ، رادیو پیام ، رادیو ورزش ، رادیو تهران و رادیو قرآن و بخش ادبی سایت سازمان صدا و سیما و همچنین سایت برخی از برنامه های این سازمان از جمله جمعه ایرانی قرار دارند.
هکرهای مذکور باقرار دادن تصویر زیر سایتهای صداوسیما را از کارانداختندومسئولان صداوسیما نیز بلافاصله فعالیتهای سایتهای مذکور را متوقف کردن.

مهدی کروبی در گفت و گویی که با سایت تغییر داشت به برخی مطالب اخیر روزنامه کیهان پاسخ داد.مهدی کروبی گفت : مدتی پیش شخصی که خود را نظریه پرداز اصولگرایان می داند، در دیداری که با آقای احمدی نژاد داشته می گوید: ” حفظ دولت نهم مهمترین وظیفه علاقمندان انقلاب است. وقتی رضایت خدا در میان باشد ، هیچ چیز دیگری مهم نیست. باید به شکلی عمل کنیم تا رضایت خدا تامین گردد، حتی اگر اکثریت مردم گمراه باشند و صلاحیت خود را تشخیص ندهند”. دبیرکل حزب اعتماد ملی افزود: آیا مسوولین امر نباید از امثال این مدعیان نظریه بخواهند که چرا به این سادگی به میراث امام مظلوم که می فرمود “میزان رای ملت است ” و مردم ولی نعمت هستند و تصمیم نهایی با آنهاست، چوب حراج می زنند و وکیل خدا بر روی زمین شده اند؟
مهدی کروبی در ادامه اظهار داشت: من وقتی این نوع اظهارات را خواندم بسیار متاسف شدم و به خدا پناه بردم از این که برخی چنان به خود می نگرند که گویی نماینده خدا بر روی زمین شده اند. برای خود چنین امتیازی فرض می کنند و سپس بنام رضایت خدا، دست به هرکاری می زنند و هر گونه که خواستند عمل می کنند. آقایان به این پرسش پاسخ ندادند که چگونه به این درجه رسیدند و چگونه به آنها الهام شده است که مخالفت با دولت احمدی نژاد مخالفت با خداست؟
نامزد انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ادامه داد: من واقعا نمی خواستم به خودبزرگ بینی این آقایان اشارتی داشته باشم اما وقتی دیدم مکرر می آیند و از ” فتنه ” حرف می زنند و نقش های خودشان را در بوجود آمدن حوادث پس از انتخابات انکار می کنند و برای قوه قضاییه خط و نشان می کشند ،در مقام پاسخگویی برآمدم .
وی در ادامه به مطالب روزنامه کیهان و انتشار اخبار جعلی و سیل تهمت ها اشاره کرد و اظهار داشت:« پس از روزهای قدس و ۱۳ آبان و همچنین حضور من در نمایشگاه مطبوعات، آنها که از حضور مردم نگران و آشفته شده بودند، هجمه ها و تهمت هایی را علیه من آغاز کردند. درحالی که دلیل این هجمه، حضور مردم بود. تریبون های نمازجمعه آغشته به تهمت، افترا، دروغ و ناسزاگویی شد. دراین میان طبیعی بود که عده ای از بزرگان به روش های مختلف از ما دلجویی کنند. از جمله برخی مراجع عظام، کتبی و شفاهی و یا بیوت مکرم آنان، برخی علما، فضلا، دانشگاهیان، دانشجویان، روزنامه نگاران، برخی از نمایندگان مجلس و گروه های سیاسی در تماس های مختلف ضمن ابراز انزجار از اتهامات و افتراها و نیز وقایع رخ داده پس از انتخابات، نسبت به اینجانب ابراز لطف و محبت کردند.»
کروبی ادامه داد:« دراین میان جناب آقای احمدصدر حاج سیدجوادی که بیش از ۹۰ سال سن دارد و یک چهره حقوقدان و دانشگاهی است و نیز از همکارانمان در مجلس اول بود و در مبارزات ملت ایران حضور طولانی داشته، پیغام داد که می خواهد در این رابطه از من به صورت تلفنی دلجویی کند. ناگهان چند روز بعد روزنامه کیهان در خبری ویژه آورد:« احمد صدرحاج سیدجوادی از او (کروبی) خواست جبهه مدافعان ملی، بخوانید جبهه ملی کذایی تشکیل دهد» و سپس درباره من نوشت:« شتاب بدون ترمز آقای کروبی به سوی گروهک های معارض با خط امام و جمهوری اسلامی جالب توجه است، درحالیکه به گزارش ایلنا اعضای فراکسیون خط امام مجلس در دیدار اخیر خود با کروبی بر لزوم مرزبندی با افراد و گروه هایی که با اصل نظام و خط امام مخالفند تاکید کرده بودند تا همسویی با این تشکل ها احساس نشود.»
دبیرکل اعتمادملی بعد از ذکر مطالب منتشر شده در روزنامه کیهان تصریح کرد:« آقای صدرحاج سیدجوادی در تماس تلفنی خود از اتفاقات روی داده ابراز انزجار کرد و سپس به بیان نقطه نظراتی پرداخت و نیز به موضوع خروج ارز و طلا از کشور و ورود آنها به ترکیه که منجر به نوشتن نامه ای از سوی ایشان به نخست وزیر ترکیه شده بود، اظهار نظر کردند. ولی بنده چون اطلاعی دراین خصوص نداشتم دراین باره سخنی نگفتم و نهایتا هم از ایشان تشکر و تاکید کردم که این خشونت ها و تهمت ها طبیعی است و با این اتفاقات از میدان به در نمی روم.»
صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتمادملی در ادامه نیز به مطالب منتشره در روزنامه کیهان اشاره کرد و افزود:« مدتی است که اینها اتهاماتی همچون همراهی با مارکسیست ها، سلطنت طلبان، صهیونیست ها و منافقین جنایتکار را مطرح می کنند ولی واقعا برای من جای سئوال است که آیا اینها نمی دانند و فکر نمی کنند که این نوع سخنان نتیجه عکس خواهد داشت؟»
مهدی کروبی سپس اظهار داشت:« آقایان بدانند که من به خط امام اعتقاد کامل دارم و معتقدم برخی درصدد هستند راه و خط امام را پاک و از بین ببرند و منویات خودشان را به جای خط امام به مردم غالب کنند. اما بدانید که من پای آرمان های امام و منافع ملی ایستاده ام و تلاش می کنم انحرافات را یک به یک برای مردم بیان کنم تا راه از بیراه مشخص شود.»
جنبش سبز دانشجویی که زنجیره سبز دانشجویان در تمام دانشگاههای آزاد و دولتی سراسر کشور است، در روز شانزده آذر امسال (روزدانشجو) بعدازظهر دعوت به برگزاری مراسم هم زمان می نماید. به گزارش خبرنگار رویداد "ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی" اعلام نمود: "مراسم سخنرانی شخصیت های سیاسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود. درصورت عدم امکان دعوت سخنران، دانشجویان سبز هردانشگاه با ابتکارخود مراسم را برگزار می کنند."

هشدار کروبی : خشونت نتیجه عکس می دهد
شبکه جنبش راه سز (جرس): صبح روز شنبه همزمان با عید قربان، مهدی کروبی در منزلش پذیرای جمع بزرگی از دانشجویان بود. کروبی در این دیدار تاکید کرد که همواره در کنار دانشجویان خواهد ماند.
این ماهنامه آمریکایى در شماره ماه دسامبر خود فهرست یکصد متفکر برتر جهان را در سال ۲۰۰۹ منتشر کرده است که در این فهرست نام زهرا رهنورد در رده سوم به چشم مىخورد.
بن برنانکی، رییس بانک مرکزى آمریکا و باراک اوباما، رییس جمهور این کشور در ردههاى اول و دوم برترین متفکران جهان در سال ۲۰۰۹ قرار گرفتهاند.بیل کلینتون در رتبه پنجم،و بیل گیتس در رتبه دوازدهم این فهرست قرار گرفته اند و عبدالکریم سروش نیز در رتبه چهل و پنجم به عنوان متفکر برتر سال 2009 معرفی شده اسست.
فارین پالیسى از زهرا رهنورد به عنوان "مغز متفکر انقلاب سبز ایران" نام برده و به نقش برجسته وى در هدایت مبارزات انتخاباتى همسرش میرحسین موسوى هم اشاره کرده و همچنین تصویرى از خانم رهنورد در کنار تصاویر سایر شخصیتهاى تاثیرگذار در سال ۲۰۰۹ روى جلد آخرین شماره این ماهنامه به چشم مىخورد.
مجله"سیاست خارجی" از زهرا رهنورد و دیگر افرادی که به عنوان"نتفکران برتر" سال 2009 برگزیده به عنوان متفکرانی نامبرده که با افکار خود جهان را در سال ۲۰۰۹ میلادی شکل دادهاند.دوماهنامه سیاست خارجی که اکنون توسط موسسه واشینگتن پست در آمریکا منتشر میشود، در سال ۱۹۷۰ توسط ساموئل هانتینگتون و وارن دمیان مانشل تاسیس شد.
محمود احمدینژاد در جریان یک مناظره انتخاباتی با میرحسین موسوی که به طور زنده از تلویزیون ایران پخش شد، کاغذی را به سوی رقیبش گرفت و تلاش کرد مدرک دکترای زهرا رهنورد را غیرقانونی بخواند.زهرا رهنورد پس از این مناظره که میلیونها نفر آن را تماشا کردند، در یک کنفرانس خبری احمدینژاد را دروغگو خواند.فارین پالیسى با اشاره به زیر سوال بردن اصالت مدارک تحصیلى زهرا رهنورد توسط محمود احمدىنژاد در مناظره تلویزیونى با میرحسین موسوى و واکنش خانم رهنورد به اظهارات احمدی نژاد نوشته حملات رهنورد به احمدىنژاد جان تازهاى به اپوزیسیون و مخالفان دولت بخشید.
ماهنامه فارین پالیسى در بخشی از گزارش خود به تاریخچه مبارزات و فعالیتهاى همسر میرحسین موسوى در سال های پیش و پس از انقلاب اسلامى اشاره کرده و نوشته"وى در راستاى تلاشهایش براى حقوق زنان در ایران به عنوان رییس دانشگاه الزهرا از شیرین عبادى براى سخنرانى در این دانشگاه دعوت کرده بود."
در بخش دیگرى از گزارش این ماهنامه آمریکایى درباره زهرا رهنورد با اشاره به نقش برجسته وى در مبارزات انتخاباتى میر حسین موسوى آمده است، روى کار آمدن موسوى مىتوانست به تقویت دمکراسى و حقوق زنان در ایران منجر شود.
علاوه بر زهرا رهنورد، نام عبدالکریم سروش، فیلسوف دگراندیش ایرانى نیز در میان یکصد متفکر برجسته جهان در سال ۲۰۰۹ به چشم مىخورد که از سوى فارین پالیسى در رده ۴۵ جاى داده شده است.
فارین پالیسى در باره علت انتخاب سروش نوشته است، این استاد پیشین فلسفه دانشگاه تهران احتمالاً بیش از هر کس دیگرى براى سازگار ساختن اسلام با دمکراسى کوشیده و تفسیر سنتى روحانیان حاکم بر ایران از اسلام را به چالش کشیده است.

با نزدیک شدن 16 آذر و هم زمان با رسیدن اخبار مختلف از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های گوناگون اخبار دیگری حاکی است که شمار زیادی از دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور دستگیر و یا به کمیته های انضباطی احضار شده اند.
16 آذر روزه آزادي ايران
بسیجی که امام میخواست در مقابل ملت قرار نمیگرفت، بلکه در کنار مردم و پشتسر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناحها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقهای خود با دیگران حافظ عرض و ناموسشان باشد، بسیجی که حرمت حریمهای خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمیخواست. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیرهخوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان میخواست
کلمه: مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است.
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقهها و گرایشها در دورهای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجههای کلان و سلاحهای گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که تواناییهای بسیج را شکل داد، بلکه نیتهایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوههایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده میشود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد میآورند.
علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت]ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرتهای بزرگ و کوچک مخربتر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان میکرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمیترسیدند و در دفاع از آرمانها و حقوق خود کوتاهی نمیورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش میگذاشت.
و بسیج جلوهگاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقههای گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس میکرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه میتوانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا میکرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگهای جامعه را در خود جمع کند؛ شبیهترین چیز به پرچمهای سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند میشود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش میآورد.
اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسانهایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.
اینک نیز داستان همین است. نوعی از نامها و نشانهها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحنها و لهجهها، نوعی از جملات و طلسمها…. نیستند که مدرسههای عشق و انسانهای بزرگ میسازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار میکند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوتههای فتنه آزموده نشود؟
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها میشوند و در فتنهها آزموده نخواهند شد؟
و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین
به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغگویانند.
اینک نوبت به وارثان باقریها و باکریها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده میشود امروز در بوته تاریکترین شبههها و فتنهها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاسها واهی است و کسانی که اینگونه قیاس میکنند بسیج را ماشینی سرکوبگر میخواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسانهایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را میدانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده میشود به راستی چیست؟ دستگاهی بینیت که بفرموده چشمانش را میبندد و دست و پای خواهران و برادرانش را میشکند، یا نهادی مجهز به عمیقترین بصیرتها که میتواند در ظلمانیترین شبهای فتنه راه را از بیراهه تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسشها مردد ماندهاند.
اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پارههای شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت دهد تصدیق میشود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت میرود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ میراند؛ کتابی که به سوی بهترین راه هدایت میکند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان میدهد تا با راستگویان باشیم.
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین
ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.
ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان میرسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمیگویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلیترین شیوهشان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی با آنان و ایمان سازگار با پیرویشان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیدهاید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.
بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟
بسیجی که امام میخواست در مقابل ملت قرار نمیگرفت، بلکه در کنار مردم و پشتسر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناحها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقهای خود با دیگران حافظ عرض و ناموسشان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریمهای خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمیخواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم میدید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیرهخوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان میخواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.
برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته شود؟ و چرا باید چهرهای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورتها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را میپسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نامهایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان میآید قلب بعضی از آنان را مشمئز میکند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاهها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده میشوند. مگر نمیگوییم عنوانهایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتها، و امثالشان محملهایی است تا قدرتها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمانهایی باشند از آنها فاصله میگیرند؟ مگر میخواهند مکتبشان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن میکنیم و ملاک بیدینی قرار میدهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزههایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس میگیرد زخمی شود؛ زخمهایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابانها میبینند.
بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافهپرستیها و قشریگریهایی که با نام دین به مردم فروخته میشود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدونتنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابانها کتک بخورند، در زندانها شکنجه ببینند و به حبسهای طولانیمدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه میدهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر میکنند کشته شوند؟
و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم
و مردمی را که به دادگری امر میکنند به قتل میرسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیشرویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازهترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباسهای مخوف میپوشند و در خیابانهای شهر آرایشهای نظامی به خود میگیرند تا هموطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را میترسانند چون خود میترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم میکنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمیکنند که با این رفتارهای کوتهبینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار میدهند.
کافی است مردم بترسند تا پای قدرتها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشهدار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرتها با شعار آزادیبخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عینحال که وقتی ابوغریبها را به راه میانداختند طمع خویش را در چهرههای وحشتزده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور میگفتند شما همانهایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاحهای رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریستهای افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه میکشند. قربانیان ددمنشیهای صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را میپردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.
حال کسانی در داخل کشور میخواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایشهای آنان مردم یا نمیترسند، که نمیترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب میشود، و یا خدای ناکرده میترسند. در آن صورت آیا اسباببازیهای جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟
بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بینیاز نمیشویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریتهای خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهمتر از آرمانهای جنبش سبز ما را مجبور میکند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.
و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچمهای رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز میشویمشبکه جنبش راه سبز(جرس):محمدعلی ابطحی که پس از 160 روز تحمل بازداشت سرانجام با وثیقه 700 میلیون تومانی آزاد شد،اولین پست وبلاگي پس از آزادی خود را منتشر کرد.
ابطحی در وبلاگش نوشته است:
به نام خدای آزادی
دوران هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
6 روز از بهار و تمام تابستان و 61 روز از پاییز را در زندان گذراندیم. درست 160 روز. چه سخت بود و تلخ. امروز آزاد شدم.از همه کسانی که در این مدت لطف کردند و یادی از من کردند و از همه کسانی که به هر دلیل با من مخالف بودند و بر علیه من حرف زدند و نوشتند و یا از من یاد نکردند ممنونم.از خانواده ی عزیز و مهربانم بیش از همه ممنونم. به خصوص از همسر عزیزم که بار تنهایی و سیاست و خانواده را زینب وار بر دوش کشید.تا فرصتی که بتوانم روزنوشت های دائمم را مثل گذشته شروع کنم، شادی برایتان آرزو دارم؛ و برای آزادی همه دوستانم که هنوز در زندانند دعا می کنم. به خصوص برای رمضان زاده و صفایی فراهانی که امروز با چشم اشک بار از یکدیگر خداحافظی کردیم.
ديدار مهدي كروبي با مشاور ارشد خود محمد علي ابطحي پس از 5 ماه .

اين درگيري كه از ساعت 9.30 صبح امروز با حضور نيروهاي مسلح در مقابل درب
جنوبي نمايشگاه بينالمللي آغاز شده است، بين بازديدكنندگان از
نمايشگاه تلهكام و نيروهاي نظامي ايجاد شد.
به گزارش خبرگزاری کار ایران –ایلنا - اين نيروها اجازه ورود به هيچ
يك از ماشينها و حتي برخي از غرفهداران نمايشگاه تلهكام
نميدهند و علت اين امر را تغيير مديرعامل اين نمايشگاه عنوان
كردهاند و رسما يكي از نيروهاي نظامي عنوان كرده است كه تا زمان
مشخص نشدن تكليف مديرعامل نمايشگاه به هيچ يك از بازديدكنندگان اجازه ورود
به نمايشگاه داده نميشود.
هم اكنون ماشينهاي نمايشگاه در مقابل درب جنوبي منتظر اجازه نيروهاي
امنيتي براي ورود به نمايشگاه هستند. و درگيري بين بازديدكنندگان و
نيروهاي امنيتي و مسلح ادامه دارد.
وزارت بازرگانی و سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح "ساتا" مشترکا ادعای مدیریت شرکت نمايشگاههاي بينالمللي ايران را دارند.
خبر فوري
حضور گسترده پلیس در اطراف منزل فروهرها
شبکه جنبش راه سبز (جرس) : در یازدهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر، حضور نیروهای پلیس در خیابانهای اطراف منزل محل سکونت فروهرها چشمگیر گزارش شد است.
گزارش خبرنگار جرس حکایت از استقرار چشمگیر نیروهای نظامی باتوم به دست در
دروازه دولت، پیچ شمیران، پل چوبی، خیابان انقلاب و محدوده اطراف آن دارد
بیشتر این نیروها از کلانتری 107 فلسطین، 148 انقلاب و 123 یوسف آباد به
همراه یگان امداد ویژه به این منطقه آورده شده اند. بیش از 50 ون متعلق به
نیروهای انتظامی و امنیتی نیز در این محدوده دیده می شوند.
پرستو فروهر فرزند داریوش و پروانه فروهر روز گذشته در مصاحبه ای تاکید
کرده بود که مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش عليرغم اعلام ممنوعيت آن از سوى
مقامهاى امنيتى برگزار خواهد شد.
حسين سيمايي، وکیل ابطحی، در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا با بيان
اين مطلب اظهار كرد: موكلم پس از تامين وثيقه هفتصد ميليون توماني
از زندان اوين آزاد شد.
وي با بيان اينكه پرونده موكلش
در شعبه 15 دادگاه انقلاب مفتوح است، اظهار كرد: هم من و هم آقاي
ابطحي به حكم صادره اعتراض كردهايم تا پرونده مجدد در دادگاه تجديد
نظر مطرح شد .

بعد از انتخابات روزهای تاریخی نماد جدید پیدا کرده و دوباره باز تعریف و باز تفسیر شدهاند / 13 آبان نشان داد که چه خوفی از اجتماع مردم دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد / کشوری که به نام اسلام اداره میشود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند / به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقهای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کردهاند / حکومت حالت بیطرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارد / میرحسین موسوی در دومین مصاحبه ویدیوئی اینترنتی خود درباره اتفاقات رخ داده در ۱۳ آبان امسال، شرایط کشور، لایحه هدفمندسازی یارانهها و نگرانیهای کارشناسان در مورد تبعات اجرای این طرح سخن گفته است. فایل ویدیویی این مصاحبه تا دقایقی دیگر بر روی سایت قرار خواهد گرفت. متن کامل این گفتوگو به این شرح است:
*۱۳آبان امسال مردم با برخوردهای خشن و بیسابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند و حجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود. به نظر شما چه نتیجهای را از این اقدام میخواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟ کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی میکنید و چه نتایجی حاصل شد؟۱۳آبان امسال با نحوه شرکت مردم درخیابانها وحضور در صحنه به یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای گوناگونی داشتیم، به تدریج به دلیل تکرار زیاد ٌعدم نوآوری دور شدن از مبدا و منبع چهبسا انگیزههایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و فراموش کردیم چه فضایی در کشور حاکم بوده و ارزشهای بنیادی که منجر به این مراسم و اتفاقات میشد را از یاد بردیم.
بعد از انتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدندجریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر یه این شد که تک تک این روزها چه آنها که تاریخی هستند و چه آنها که متعلق به تاریخ انقلاباسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر شوند که بسیار مهم است. ۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است.
مساله کودتای ۲۸ مرداد و نوع فعالیتهای آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود؛ موضوع دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران بهعنوان بخشی از خاک آمریکا نگاه میکردند و هر کار که میخواستند انجام میدادند.
مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستندمن به ذهنم میآید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ میداد. مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود. بهخصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود. مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.ت وجه به ریشههای تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.
من برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان به بنیادها توجه دارند. دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان حضور نداشته باشند. برای همین وجه مشترک و ذهنیت همه مردم که در ۱۳ آبان به خیابان آمدند به این مساله بر میگشت.
۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکرکشی کردندمتاسفانه دخالتهایی در این قضبه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا کردن مردم از یکدیگر و اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت تازهای را به وجود آورد. در درجه اول آنچه که در خیابانها دیدهشد یک لشکرکشی عظیم علیه مردم بود. من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنهای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.
صبح ۱۳ آبان که از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرابش نیروی بسیار متراکم روبروی دانشگاه تهران و همه خیابانهای منتهی به خیابان آیتالله طالقانی و نقاط مرکزی شهر بودم. همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان میدهد چه خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.
کشوری که به نام اسلام اداره میشود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کنداگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر کشوری که به نام اسلام اداره میشود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند. انقلاباسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاباسلامی از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.
اولین برداشت از آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمیتواند داشته باشد و سرمایه بزرگ (شهامت مردم) مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالیکه اگر بخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. این همان چیزی است که در ۱۳ آبان مورد هدف قرار گرفت. اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آنها حاصل شد؟ به نظر من حاصل نشد.
عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی میشودحضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتمها که در تصاویر و سایتها منتشر شد و شاهدهای بیشمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابانها را ببینید مردم را کتک میزنند اما مردم فرار نمیکنند، بلکه میروند آن طرف خیابان شعار خود را میدهند.
نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن) این است که عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضیها از شعار اصولی میشود که راه سبز بر آن تاکید داشته است. پایبندی بر قانوناساسی و اجرای همه اصول قانوناساسی بدون دخالت واعمال سلیقه در کشور است که باید به آن توجه داشت.
برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری استاگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله نشان دهیم باید این حداقل(پایبندی به قانوناساسی) را حفظ کنیم و بسیار ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانوناساسی هستیم. مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آنها خشونت کنند آنها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند. برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است.
انقلاب شده که شجاعت داشته باشیم و آزادی را بخواهیمانقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم. انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را به عنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم. ما نمیتوانیم از این اصول برگردیم و هر هزینهای که لازم باشد تن میدهیم و تحمل میکنیم.
خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمتآمیز و از مسیر غیر خشونتآمیز باشداز نظر روش هم با مردم به اجماع رسیدهایم و این خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمتآمیز و از مسیر غیر خشونتآمیز باشد. باید این اجماع را حفظ کنیم و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.
* طرح هدفمند کردن یارانه ها اکنون در کشور مطرح است و بحث مخالفت و موافقتها زیاد بوده است، نگرانیهایی هم بین کارشناسان وجود دارد. با توجه به تجربیات اجرایی که شما داشتهاید نظرتان در مورد نتایج این طرح چیست؟طرح هدفمندسازی یارانهها اسم مثبتی دارد. در این اصطلاحی که به کار میبرند تایید میکنند که پرداخت یارانهها اجتنابناپذیر است و از سوی دیگر میگویند که میخواهیم یارانهها را هدفمند کنیم. اما در برخی استدلالها که برای یارانه شده و ما را به بیراهه میبرد این است که برخی به گونهای حرف میزنند که گویی یارانه مضر و زشت است در حالیکه اینگونه نیست.
در همه اقتصادهای جهان یارانه پرداخت میشود. اصل اما این است که چگونه یارانه داده شود که بهترین حاصل را برای کشور داشته باشد. برخی از کشورهای پیشرفته پرداخت یارانه را به شکل وسیع در اقتصاد خود دارند. ما هم از این مساله جدا نیستیم. باید به کسانیکه استدلال میکنند یارانه کلا بد است و باید حذف شود گفت که اشتباه میکنند.
هدفمندکردن یارانهها بیش از آنکه حذف یارانهها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم استمشکل هدفمند کردن یارانهها در محتوای خود لایحهای است که به مجلس داده شد. این لایحه درواقع بیش از آنکه حذف یارانهها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است. زمانیکه ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور به دست میآوریم (در اینجا بحث قیمت و فروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به دلیل آنکه نفتی که دولت میفروشد با قیمت بینالمللی متفاوت است نباید به این اختلاف قیمت به چشم یارانه نگاه کند. این دید اشتباه است. این اختلاف قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.
اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانهها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی ایجاد کنیم. در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حاملهای انرژی برخی کالاها و خدمات را افزایش دهیم آیا بقیه بخشهای اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بینالملل و قیمت جهانی میکنیم؟ آیا حاضر هستیم حقوق کارگران را بر اساس قیمت بینالمللی پرداخت کنیم؟
میتوان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بینالمللی پرداخت کنیم و میانگین قیمتهای داخل را بر این اساس تنظیم کنیم. نمیتوان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بینالمللی و قیمت نفت خلیجفارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخشهای دیگر را حفظ کنیم. به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای ازدستدادن یک چهارم قدرت خرید مردم بود. خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند چگونه بوده است؟
دولت میتواند از این زاویه به مسایل نگاه کند که بیشتر خدمات و کالاهایی که به مردم ارائه میدهد یا حقوقی که به مردم داده میشود و تنظیم کالای اقتصادی مردم هیچ تناسبی با وضعیت بیرون از کشور ندارد. به همین دلیل بالا بردن یکباره قیمتها و حدف یارانه در مقابل پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان برای هر فرد اشتباه بزرگی است که انجام میدهیم.
با اجرای لایحه هدقمندسازی یارانهها ذائقه مردم تلخ خواهد شدیقینا این اقدام اثرش را بر زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور در سطح روستاها مردم مستضعف جامعه و در سطح تولید باشیم. در همین رابطه من به یاد دارم که در اوایل انقلاب زمانیکه بحث قیمت پایین نفت در داخل کشور مطرح می شد معتقد بودیم از این اختیار نسبی برای ایجاد رقابت قوی در سطح جهان و اقتصاد خود استفاده کنیم.
نمی خواهم بگویم هیچ نوع سیاست تعدیل یا سیاست در جهت تنظیم یارانه ها و اقتصاد نداشته باشیم اما همه این ها می تواند به صورت یک بسته سیاستی و از هم جدا نباشد. زمانیکه قیمت حامل انرژی در کشور را بالا ببریم اثرش را در زندگی و سفرههای عادی مردم خواهد گذاشت که باید تاثیر آن بر آموزش هزینه بهداشت و درمان و... را ارزیابی کرد.
اکنون باید دید آیا مقدمات لازم برای اینکه از این سیاستها تاثیر کمتر ببینیم تدارک دیدهایم؟ یا صرفا با پخش پول و درآمد ناشی از این سیاستها چشم دوختهایم. در این صورت نمیتوان بر مشکلات غلبه کرد. نرخ تورم بالا فایده این برنامهها را از بین میبرد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه میکند.
دولت حالت بیطرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور نداردآنچه که بنده را نگران میکند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت دقیق مجلس است. دولت تلاش بسیار کرده که درآمد ناشی از بالا بردن قیمت حاملهای انرژی را (من این اسم را به جای هدفمندسازی یارانه به کار میبرم) به صورت کلی و در یک سر فصل کلی در اختیار بگیرد. احساس میکنم این مساله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد.
به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقهای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کردهانددر حال حاضر مشاهده میکنیم دولت و کسانیکه در اجرا هستند حالت بیطرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند. گاهی اختلاف مجری با یک دستگاه دیگر که نظر دولت را ندارد منجر به انجام ندادن کار میشود. نمونه آن مترو است. مترو جز، ضرورتهای اصلی برای رفت و آمد است. با افزایش قیمت بنزین وسایل رفت و آمد عمومی مانند مترو را تقویت کند اما به دلیل اختلافات سیاسی و اختلافات سلیقهای شاهد هستیم چند سال را از دست دادهایم و مردم را با مشکلات بسیار مواجه کردهاند. برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانهها کافی است دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد. به یک قسمت پول میدهد و به قسمت دیگر نمیدهد.
ضرورت برنامهریزی در کشور این است که سلایق شخصی افراد را که گاهی به صورت اقرارآمیز و ملایم وجود دارد کنترل شود. از اولین ضروریتها و وظابف برای تشکیل مجالس در دوران مشروطیت تا به امروز این بوده که کنترل و ضابطهمند کردن هزینه و درآمد دولت را نظارت کند. در جمهوریاسلامی و قانوناساسی نیز بیش از گدشته به این نقش مجلس توجه شد. اکنون اگر این بودجه (در آمد حاصل از حذف یارانهها و افزایش قیمت حاملهای انرژی) از نظارت دقیق مجلس خارج بماند نتیجه حاکم شدن سلیقه شخصی و ریخته و پاش فراوان است.
مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود ندارندهنوز مردم در جریان حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد آن نیستند. اینکه چطور از حساب ذخیره هزینه شده شفاف نبوده و مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود ندارند. این مسایل هنوز برای مردم جای سوال است و یا اینکه دولت موظف بوده طبق برتامه چهارم قیمتها را در هر سال به صورت متوازن افزایش دهد و تمهیداتی بیندیشد که افزایش قیمتها بر زندگی مردم اثرگذار نباشد. این اقدامات انجام نشده و یک باره این طرح را به میان کشیدهاند.
به لایحه هدفمندسازی یارانهها بد بین هستمبنده کلا به این لایحه بدبین هستم. البته برای کمتر شدن هزینههای مردم فکر میکنم مجلس با مقاومت باید حداقل نظارت خود بر هزینهها را تثبیت کند تا اینکه از این بودجه برای عامهپروری یا تزریق پول در یک بخش ویژه مواجه نشویم. این مساله مهمی است که مردم و دست اندرکاران که در مجلس هستند یاید نسبت به آن حساس باشند که این مساله کوچکی نیست.
در حالی كه برخی رسانهها شایعه آزادی ابطحی را منتشر كردهاند، فاطمه سادات ابطحی، دختر حجتالاسلام محمدعلی ابطحی در گفتگو با «آینده»، این شایعه را تكذیب كرد.
به گزارش سایت آینده به نقل از دختر
ابطحی، صبح امروز پنج تن از مأموران به همراه محمدعلی ابطحی به خانه وی
رفته و با حضور وی به بازرسی از منزل پرداخته و سپس عازم دادگاه
شدهاند. در این دادگاه به واسطه پنج اتهام موجود در كیفرخواست وی،
محكومیت به 6 سال حبس تعزیری به محمدعلی ابطحی ابلاغ شده است.
همچنین پس از ابلاغ حكم، ابطحی مجددا به زندان اوین منتقل شده است.
با توجه به صدور حكم، قرار است وكیل محمدعلی ابطحی فردا برای تعیین قرار وثیقه و ایجاد زمینه آزادی وی، به مراجع قضایی مراجعه كند.
با
این وصف غیر از اولین جلسه دادگاه متهمان انتخابات كه محمد علی ابطحی
سخنانی را تحت عنوان اعترافات بیان كرد، تنها یك جلسه دادگاه در مورد وی
در روز 13 آبان ماه برگزار شده است.
در جلسه مذكور كه به
ریاست قاضی صلواتی بر گزار شد، 6 اتهام: اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه
امنیت داخلی كشور، فعالیت تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، توهین
به رئیس جمهور، اخلال در نظم عمومی از طریق شركت در تجمع غیرقانونی مورخ
25/3/88 و نگهداری اسناد طبقه بندی شده درباره وی مورد بررسی قرار گرفت. افراده ديگري نظير شهاب طبا طبايي و حسام سلامت و... هم به زندان محكوم شدند.
فیلم مستندی درباره ندا آقا سلطان پخش شده توسط شبکه PBS
.: مشاهده مستند ندا آقا سلطان :.
----------------------------------------------------------------


آن چنان که گفته می شود جسد دکتر پوراندرجانی
در تاريخ ۱۹ آبان ماه در خوابگاه بهداری نیروی انتظامی پیدا شده بود. گویا
رامین چندین ساعت پیش از فوت و در حالی که نوبت انجام وظیفه او به پایان
رسیده بود به خوابگاه باز می گردد تا استراحت کند. اولین مطلبی که درباره
این پزشک بازداشتگاه کهریزک منتشر شد از سوی پایگاه خبری نوروز وابسته به
حزب مشارکت بود که خبر از خودکشی او می داد. مشخص نیست این پایگاه بر اساس
چه منبعی ادعای خودکشی دکتر پوراندرجانی را منتشر می کند، اما برخی
تحلیلگران معتقدند که شایعه خودکشی این پزشک از سوی نهادهای امنیتی تهیه
شده و آنان امید داشته اند بدین ترتیب با سنجش واکنش افکار عمومی، پرونده
این موضوع را ببندند.
این در حالی است که بنا به ادعای بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ
(محل خدمت دکتر پوراندرجانی)جسد دکتر پوراندرجانی بلافاصله پس از کشف
معاینه شده و علت مرگ ایست قلبی هنگام خواب بیان شده است. همچنین گفته شده
که بلافاصله پس از این موضوع مراتب با دستور بازپرس ويژه قتل، جسد نامبرده
به پزشكي قانوني انتقال يافته است. سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز در
خبری اعلام کرد که جنازه دکتر پوراندرجانی برای روشن شدن علت دقیق مرگ در
اختيار شورای انتظامی پزشکی قانونی کشور قرار گرفته است.درباره این که در
پزشکی قانونی چه اقداماتی صورت گرفته است نیز ابهامات جدی وجود دارد.
اطلاعیه روابط عمومی دادسرای عمومی وانقلاب تهران حکایت از آن دارد که جسد
دکتر پوراندرجانی کالبدشکافی شده و نتایج بررسی ها و آزمایشات اولیه کالبد
شکافی در پزشکی قانونی حاکیست که فوت وی بر اثر مسمومیت نبوده است. مطابق
این اطلاعیه پزشکی قانونی در مورد آزمایش های سم شناسی و آسیب شناسی
متعاقبا اظهار نظر خواهد کرد. این در حالی است که رسانه های مختلف به نقل
از خانواده این پزشک گفته اند که علیرغم درخواست آنها برای کالبدشکافی جسد
رامین به آنان چنین اجازه ای داده نشده است.
پدر پوراندرجانی در گفت و گو با رادیو فردا همچنین اعلام کرد که به رغم
معاينه جسد توسط پزشکی قانونی در تهران، گواهی فوت در اختيار او قرار داده
نشده است. به هر حال هم اکنون این جسد به خاک سپرده شده است. ابهامات وقتی
افزوده می شود که بر خلاف عرف معمول خاکسپاری، که معمولا تغسیل و تکفین در
محل دفن(تبریز) صورت میگیرد، مراحل تغسیل و تکفین مرحوم پوراندرجانی
در تهران و در غیاب خانوادهاش انجام میشود و سپس جنازه تحت
تدابیر شدید امنیتی برای دفن به تبریز منتقل میشود.ادعای مرگ رامین
پوراندرجانی در اثر سکته قلبی، پس از شایعه مشکوک خودکشی او، در حالی مطرح
می شود که به گفته مراجع مختلف پزشکی چنین اتفاقی برای یک جوان ۲۶ ساله
تقریبا غیر ممکن است. آن هم کسی که سابقه بیماری قلبی نداشته، از توانایی
بدنی بالایی برخوردار بوده، دخانیات مصرف نمی کرده و شخصیت آرام و بدون
استرسی نیز داشته است. دکتر مسعود پزشکیان، وزیر سابق بهداشت در دولت
خاتمی که هم اکنون نماینده مجلس است در این باره تاکید کرده که به عقیده
او سكته قلبی با سن و سال رامین پوراندرجانی جوردر نمیآید.
مسعود پزشکیان، همچنین گفت اعضای کمیسیون بهداشت مجلس از پزشکی
قانونی خواسته اند علت مرگ این پزشک ۲۶ ساله را اعلام کند. مجید نصیرپور،
نایب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس نیز این مرگ را مشکوک خوانده است. علی
مطهری هم از کمیته ویژه مجلس برای بررسی حوادث بعد از انتخابات
خواسته علت مرگ این پزشک را نیز بررسی کند.
نکته جالب اما این جاست که مواردی از مرگ های مشکوک در جمهوری اسلامی که
علت آن ها سکته قلبی اعلام شده است وجود دارند. نمونه آن مرگ آیت الله حسن
لاهوتی اشکوری است که در سال ۱۳۶۰ تنها چند روز پس از بازداشت در زندان
اوین با حکم اسدالله لاجوردی درگذشت. علت مرگ او در آن زمان سکته قلبی
اعلام شد اما یک سال پیش فائزه هاشمی، عروس آیت الله لاهوتی پرده از قتل
او برداشت و اعلام کرد که که گزارش پزشكي قانوني نشان دهنده وجود سم
استريكنين در معده ايشان بوده است. جالب آن که در پرونده آیت الله لاهوتی
نیز همچون نمونه پرونده دکتر پوراندرجانی در ابتدا شایعه خودکشی او مطرح
شد.نمونه جالب دیگر فوت سید احمد خمینی فرزند رهبر فقید جمهوری اسلامی در
سن ۴۹ سالگی است. دلیل مرگ او نیز سکته قلبی اعلام شد اما سال ها بعد
عمادالدین باقی شواهدی ارایه کرد که نشان می داد سیداحمد خمینی توسط باند
سعید امامی در وزارت اطلاعات به قتل رسیده است. حتی سیدحسن خمینی فرزند
احمد نیز اعلام کرد که محمد نیازی رئيس وقت سازمان قضايی نيروهای مسلح و
مسئول پيگيری پرونده قتل های زنجيره ای به او گفته است که پدرش توسط محفل
سعید امامی به قتل رسیده است. مواردی دیگر از مرگ های مشکوک روشنفکران که
علت آن ها سکته قلبی اعلام شده نیز در پرونده قتل های زنجیره ای وجود
دارد. از جمله مرگ مجید شریف و غفار حسینی که هر دو مترجم و نویسنده بودند
در اثر سکته قلبی اعلام شد حال آن که بعدا فاش شد که آنان در لیست قتل های
زنجیره ای جای داشته اند.
»تصور اینکه سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین میبرد ولی آنچه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است.
«شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله میکنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنتهای مرسوم جامعه ماست.»
عصر روز گذشته، مهندس میرحسین موسوی به منزل آقای کروبی رفت تا ضمن احوالپرسی و دلجویی از ایشان بابت حوادث رخداده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم و بهخصوص زنان در این روز نیز با هم گفتگویی داشته باشند.
به گزارش”کلمه” ، درابتدای این دیدار آقای موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده توسط نیروهای لباس شخصی، در روز ۱۳آبان، با آقای کروبی، گفت: «من از این حملهای که به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما، نشاندهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است». آقای کروبی هم در پاسخ ضمن تشکر از این ابراز همدردی، رفتار مردم را بسیار محبتآمیز توصیف کرد.
آقای کروبی در ادامه گفت: «من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمیشوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم میآید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفتهبود. آنزمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام میشد. دانشجویان شعار میدادند، پلیس هم میآمد و متفرق میکرد. چنین برخوردهایی نبود. من اعلام کردم که روز ۱۳آبان میآیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغامهایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامهای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر اینکه گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر میکند، مرا همراهی نکند. ولی من بهخاطر عهدی که با مردم مبنیبر شرکت در مراسم کردهام، باید حضورپیداکنم.»
آقای کروبی سپس درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکانپذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همانجا شروعکردند به زدن مردم. بهسمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شدهاست. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیدهاند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشکآور به سمت ما و برخورد آن بهسر محافظم، این وضعیت پیش آمدهاست. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه میشوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشکآور خوردهام. اما این، گاز اشکآور نبود.»
آقای کروبی ضمن غیرمتعارف بودن تعدادی از شعارهایی که مردم میدادند، گفت: «یکی از استادان روز بعد اینجا آمد و گفت از شعارهایی که مردم میدادند من بیاختیار اشکم درآمد. ببینید این کسانی که مردم را کتک میزنند، کار را به کجا رساندهاند که مردم را تحریک به شعارهای افراطی میکنند. من هم واقعا نمیدانم که این چه خدمتی است که اینها دارند به رهبری میکنند. خب اگر این تظاهرات مسالمتآمیز برگزار میشد، عدهای میآمدند و میگفتند مرگ بر آمریکا، عده دیگری هم بودند که فریاد الله اکبر میدادند و همهچیز هم تمام میشد.»
وی در ادامه افزود: «من گاهی شک میکنم که اینها خودشان افرادی را بین جمعیت میفرستند تا از این احساس هیجان سو استفاده کنند و مردم را تحریک به رفتارهای خشونتآمیز بکنند تا بهانهای برای حمله به مردم پیدا کنند. مردم باید از رفتارهای خشونتآمیز بپرهیزند.»
آقای کروبی سپس به حملات کیهان و سایر روزنامههای زنجیرهای علیه ایشان و آقای موسوی پرداخت و گفت: «من ۵۰سال است که در جریان این انقلاب هستم. روزی که حضرت امام فوت کردند، ۵تا حکم از ایشان داشتنم. شما هم که نخستوزیر امام بودید. این روزنامههای زنجیرهای تهمت و انگ میزنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شدهایم. اما با نوشتههای آنها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمیشویم. منتها من نمیدانم این چه برخوردی است که آنها خودشان را میزانالاعمال و امیرالمومنین میدانند؟ اگر زمانی که ما روزنامهداشتیم، مینوشتیم که مثلا آقای عسگراولادی یا مرتضی نبوی ضدانقلاب هستند، حالا این آقایان ضد انقلاب میشدند؟»
آقای کروبی درباره نحوه برخوردهای خشن با زنان هم افزود: «یادم میآید در زمان پهلوی وقتی میرفتیم یک ادارهای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد میشد، متصدی آنجا میگفت اجازه بدهید اول کار خانم را راهبیاندازم. یا توی اتوبوسها که مختلط بود، مردها بلند میشدند که خانمها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار میشود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع میرسد. من واقعا نمیفهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر میشود.»
مهندس موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: «وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر میآمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آنقدر نیرو چیدهاند که انگار لشگرکشی شدهاست. باخودم گفتم اگر امروز حتی یکنفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشاندهنده قدرت جریان سبز است.»
مهندس موسوی درباره برخورد لباسشخصیها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروعکردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولیعصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشتهباشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.»
مهندس موسوی در ادامه افزود: « این افراد میخواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرتنمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرتشان را نشان دادند. اینها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم میآمدند و آرام شعارهایشان را هم میدادند. پخش فیلمهای این رفتارهای خشونتآمیز و حمله به مردم و باتومزدن به سروپای خانمها عاقبت خوشی نخواهد داشت.»
مهندس موسوی اضافهکرد: «این جنبش عظیم از ارزشهای بنیادی دفاع میکند. میگوید دورغ نگویید و میگوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانیکه مردم را میزنند، فکر نکنند میتوانند با ترساندن، مردم را خانهنشین کنند. اسلام به مردم یاد دادهاست که در راهحق از چیزی نترسند. تصور اینکه سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین میبرد ولی آنچه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است.»
آقای موسوی افزود: «شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله میکنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنتهای مرسوم جامعه ماست.»
موسوی گفت: «راهسبز، سرکوب را محکوم میکند و خود نیز گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمتآمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را میخواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را میخواهیم. ما تضمین انتخاباتهای سالم را میخواهیم. ما تامین آزادیهای مطبوعات و رسانهها و آزادی عقیده و بیان را میخواهیم. اسلام دین منطق است. دین شکستن قلمها و بستن فلهای روزنامهها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگها را دارند. امروز هم گرچه مورد حمله قرار میگیرند، میدانند که قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاحهای گوناگون غلبه خواهد کرد.»
مهندس موسوی اضافه کرد: «علیرقم این صفآرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراکندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای کشور، نشان میدهد که حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلکه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده کشور است .

به پا خيز هموطن كه وقت رستن است
به پا خيز كه پيروزي از آن ماست
به پا خيز كه آزادي دور نيست
به پا خيز ..به پا خيز هموطن

